استادیار و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، قم، ایران.
چکیده
در جامعه منتظر، مفهوم مهدویت نه تنها یک باور عقیدتی، بلکه چارچوبی هویتساز و حرکتگرای اجتماعی _ سیاسی است که از طریق استعارههای مفهومی و ایدهآلهای فرافردی شکل میگیرد و تحولات جمعی را هدایت میکند. این مقاله با هدف بررسی نقش دوگانه استعاره و ایدهآلگزینی در تقویت یا تضعیف همبستگی اجتماعی در جامعه منتظر، به تحلیل چگونگی تأثیرگذاری این دو مکانیزم نمادین بر هویت مهدوی، انتظار فعال و رفتارهای جمعی میپردازد. با استفاده از روش کیفی تحلیل محتوا و بهرهگیری از چارچوب نظری استعاره مفهومی لیکاف و جانسون، نشان داده میشود که استعارههایی مانند «انتظار بهمثابه جهاد»، «مهدی؟عج؟ بهعنوان نور امید» یا «جهان بهنگاه گهواره و گور»، نه تنها ذهنیت جمعی را ساختار میدهند، بلکه از طریق ایجاد تصویری مشترک از آینده، موجبات وحدت، تدبیر و صبر جمعی را فراهم میکنند. در مقابل، استعارههای منفی یا اغراقآمیز _ مانند «فروغ مهدی؟عج؟ که تنها در لحظه آخر میدرخشد» یا «جهان بهنگاه زمینی که فقط با نابودی پاک میشود» _ میتوانند به ایدهآلهای غیرقابل دستیابی و یا غیرواقعبینانه منجر شوند که در نتیجه، حس ناامیدی، بیتفاوتی یا حتی تحرکات شتابزده و تفرقهانگیز را تقویت کنند. یافتههای این پژوهش، ضمن تأکید بر اهمیت بازتعریف مفاهیم مهدوی در چارچوبی زیستپذیر و امیدوارکننده، راهگشای طراحی استراتژیهای فرهنگی و تربیتی برای تقویت وحدت ملی و اجتماعی در جوامع شیعهنشین است.